این صدا در یکی از کافه‌های پل سرخ کابل(کافه مینا و یا سمپل) ثبت شده است. بهروخ صدیقی شعری را به یاد سه تن از دوستانش خالده،صمیم و حسیبا می‌خواند که در انفجارهای مختلف کابل جان باخته‌اند.
این اجرا تنها هشت روز پس از کشته شدن حسیبا در چهارراهی شهید ده‌بوری ضبط شده است.

در این شعر، نام‌ها و مکان‌های آشنای شهر خیرخانه، ده‌بوری و کوچه‌های کابل در کنار زندگی روزمره حضور دارند؛ اما در پس این روایت، اندوهی نهفته است که گویی از آینده خبر می‌دهد.
شعر از فردا سخن می‌گوید؛ فردایی که در ظاهر مانند هر روز دیگر آغاز می‌شود، اما این شهر بارها تجربه کرده است که چگونه یک صبح عادی می‌تواند به آخرین صبح یک انسان بدل شود.

این فایل صوتی بخشی از روایت‌های پل سرخ کابل است؛ روایت‌هایی از حافظه، فقدان و زندگی که با وجود همه زخم‌ها همچنان ادامه پیدا می‌کند .

11 Agust 2017
04:17 pm Kabul Pol-E-Sorkh
از آرشیف صوتی آریا خلیل